تبليغاتX
لحظه های برتر

لحظه های برتر

عموپورنگ جوون

بنام هستی بخش دنیا و آدمی....

سلام بچه ها ...سلام دوستای گلم.

بد بختانه تابستون تموم شد و وقت مدرسه ها رسید وای که چقدر غصه خوردم هنوز

 هیچی نشده دلم واسه تابستون تنگولیده!چه زود گذشت!!!

امروز اومدم یه آپی داشته باشم یه آپی که تا حالا از من ندیدید و نخواهید دید!

www.behtainhatv.blogfa.comi

زندگی..زندگی شیرینه!با همه ی بدی هایی که داره شیرینه و دلچسب...

طوری که حتی یه لحظه نمی تونیم به نبودش فکر کنیم!

زندگی می گذره و می گذره و می گذره.....

وما چه غافلیمزندگی مثل یه اتوبوس شرکت واحده که میره و میره ولی حیف که

نمی دونیم کجا باید پیاده شیم!کدوم ایستگاه؟!

یه روز میرسه که نوبت پیاده شدنه!دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره

یه روز من یه روز تو یه روز اون یه روز هر کی که فکرشو کنیباید از این زندگی

خداحافظی کنه!

نه...نه...ببخشید!! یادم نبود که اونیکه از این دنیا میره من و تو نیستیم همیشه دختر و

 پسر همسایه و غریبه هان که میمیرن!!! هیچ وقت اجازه ی فکر کردن در موردشو به

 خودت دادی؟؟

تلخهدوست ندارم اوقاتتو تلخ کنم ولی دلم میگیره وقتی می بینم امروز یه عزیزی

از بین ما رفت !شاید اونم مثل ما هیچ وقت فکرشو نمی کرد این اتفاق واسش بیفته

www.behtarinhatv.blogfa.com

۴ سال پیش بو سال ۸۴.....

یه برنامه ای پخش می شد اسمش دقیقا مطمئن نیستم ولی فکر کنم جذر و مد بود

برنامه ی ویژه ی ماه رمضون.....

مجریش فرزاد حسنی بود!اولای تابستون بود و من روبروی تلویزیون مشغول نوشتن

تکالیف مدرسه.....

ساعتی می شد اولین برنامه ی عمو که بعد از مدت ها اومده بود تموم شدش و من

تو ذوق برنامه بودم! راستش از هیچی خبر نداشتم !از چی ؟؟؟

از اینکه پشت این چهره ی شاد و شنگول چه غم بزرگی نهفته!

مشغول بودم که یهو اسم آشنایی رو از تلویزیون شنیدنم داریوش فرضیایی!!

گوشامو تیز کردم ! فرزاد حسنی می گفت:تو این روزای قشنگ برادر داریوش فرضیایی

 فوت کرده واسه خونواده ی محترمش آرزوی صبر و تحمل می کنیم و تسلیت می

گیم

عین جمله که یادم نیست ولی یه چیز تو این مایه ها بود .....

وای که نمی دونی چه حالی شدم!خشکم زده بود!!!

راستش بیشتر از همه از این ناراحت بوده که عمو باید دوباره یه مدتی خداحافظی

کنه و بره...وای!!!!

آخه نمی دونستم که یه هفته از فوت داداش بهروز می گذره!

اعصابم داغون بود!با اینکه فکرشو نمی کردم عمو امروز هم برنامه داشته باشه !

ولی نه...خودش بود!!! عمو با یه لباس شاد شاد مثل همیشه داشت یع برنامه ی

 خیلی قشنگ اجرا می کرد!مثل اینکه هیچ غمی نداره

این دفعه بدتر خشکم زده بود

www.behtarinhatv.blogfa.com

خوشحالم عموی به این باحالی دارم که طرفداراشو بالاتر از خودش و خونوادش می

 دونه!!

۵ شنبه ۸۸/۷/۹ سالگرد این اتفاق بود... این اتفاقی که حتی جرات ندارم اسمشو به

زبون بیارم!!

عمو جون چی می تونم بگم به جز تسلیت فراوان

نمی گم غم آخرت باشه چون معنی بد این جمله ثابت شدست!چون چه ما بخوایم و

چه نخوایم این روند زندگیه که میره و خیلی از عزیزامون رو ازمون می گیره

پس معنی این جمله می تونه این باشه که خدایی نکرده شما اولین نفری باشید که

 از دنیا بریدو مرگ عزیزاتون رو نبینید!!!! خدا جون روح داداش بهروز رو شاد کن

چهار سال گذشت...

نفر بعدی کیست؟؟!!!

www.behtarinhatv.blogfa.com

                              دعا

الهی اگر تو مرا به گناه بگیری من تو را به کرمت بگیرم

و کرم تو افزون از گناه من است.

الهی اگر دوستی نکردم دشمنی هم نکردم

اگر بر گناه مصرم بر یگانگی تو مقرم.

الهی از پیش خطر وز پس راهم نیست

دستم گیر که جز تو پناهم نیست.

الهی چون یتیم بی پدر گریانم درمانده در دست خصمانم

خسته گناهم و خراب عمو و مفلس روزگار من آنم.

الهی تو بساز که دیگران ندانند و  تو نواز که دیگران نتوانند.

www.behtarinhatv.blogfa.com

شب های بلند بی عبادت چه کنم ؟

تن من به گناه کرده عادت چه کنم؟

یاران همه گویند خدا می بخشد

گیریم که بخشید ز خجالت چه کنم؟؟

مهدیا آمدنت دیر شده

به خدا عاشق تو پیر شده

طعنه از بس که شنیدیم مردیم

به خدا از عشق تو پژمردیم

شرمنده خودم از دست دنیا دلگیر بودم شما رو هم ناراحت کردم....

همه واسه شادی روح بهروز فرضیایی دعا کنیم.

اتماس دعا

خدانگهدار

www.behtarinhatv.blogfa.com


توجه:

من چهارشنبه شب اومدم واسه ۵ شنبه آپ کنم بعد سه ساعت وقت گذاشتن ییهو

 همه چی قطع شد ۵ شنبه و جمعه هم خونه نبودم

واسه همین یه ذره زیادی دیر شد!!!!


تبلیغات

طرفداران دايي بهنام

حالا که تا این جا اومدی یه سری هم به این وب خوشمل بزنی ضرر نمی

کنی

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 7:54 بعد از ظهر توسط فاطمه عیوض زاده| |
سیزده ساله است و در ۱۳۵۷/۶/۴ در شهر ری متولد شده

برخی از کار های او بدین شرح است:روزی مثل هیچ روز-خرمگس- عید امسال- پس

از سال ها-پاتوق-مهمانخانه ای در برف-حکم جلب- مدرسه ماو.....

امروز یه روز خاصه ۴ شهریور.......

               تو یه روز خدا تو یه شهر از زمین خدا یه آقا پسری به دنیا اومد با 

              مشخصات فوق.....

              یه پسری که حالا شده یه بازیگر و مجری که ما خیلی دوستش داریم.....

             شناختینش؟! آره .... درسته....

             سهند جاهدی این پسر بانمک و فوتبالیست

            امروز تولده!!!!تولد آقا سهند گل

ببخشید..ببخشید.....

سلام......

                     سلام نون تنوری سلام کتری و قوری سلام پری و حوری

                      تو که سنگ صبوری کریستال و بلوری

                           فدات بشم چجوری؟؟؟؟

این یعنی سلام به همه......

www.behtarinhatv.blogfa.com

امروز تولده سهنده می خوام بترکونم پس شما هم تو نظرات بترکونید باشه؟؟قول!قول!قول!

باتولدت بر سر تقويم منت گذاشتي تابستان را خجالت زده كردي شهريور را سر افراز

 كردي و 4 را تا ابد شرمنده ي خود ساختي

تولدت هزاران هزار بار مبارك

خوب آقا سهند چند ساله شدي؟...

واي نه عمو!! كجاي سهند به ۲۷-۳۰-۳۲-۴۰ .... ساله ها مي خوره تا اونجا كه ما مي

 دونيم سهند متولد سال۱۳۷۵ هست.

واسه اينكه به جشنمون يه حس و حال قشنگ بديم همه با هم يه ابراز احساسات

 (هورا) بلند :

هوراااااا

بسه بسه!!! چرا اينقدر آروم!!!؟ خوب منم روزم گوش كنيد چقدر بلند هورا مي كشم

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

www.behtarinhatv.blogfa.com

www.behtarinhatv.blogfa.com

یه بغل گل یاس یه آسمون ستاره و یه دنیا زیبایی پیشکش تو به خاطر زیباترین روز

 دنیا که روز تولد توست

www.behtarinhatv.blogfa.com

سهند جون امیدوارم همیشه تو برنامه ی عمو پورنگ بمونی و ما رو شاد کنی.....

راستی بچه ها:

۴ شهریور یعنی فردا تولد سهند بهانه ای شد تا یه جشنی تر تیب بدم و ازتون 

 خواهش بکنم که چهار شنبه ۴ شهریور از ساعت ۳ تا ۴:۳۰ تو وبلاگم همه دور هم

 جمع بشیم وشادی کنیم منتظرتون هستم......

اگه نیاید خیلی ناراحت می شم.....آخه یه ساعت از وقتتون بزنید بیاید این جا

 چیزی ازتون کم نمیشه که

پس فردا همون ساعتی که گفتم منتظر همه ی دوستای گلم هستم.....

www.behtarinhatv.blogfa.com

 

امروز قراره آقا تهی بیاد و تو جشن ما شرکت کنه!!!!

اینم حسین تهی به افتخارش یه کف قشنگ

www.behtarinhatv.blogfa.com

www.behtarinhatv.blogfa.com

حالا ناز نکن بخون دیگه تهی:

                   دست بزنید و شادی کنید امشب شب تولده

                   تو باغ سبز زندگی یه غنچه ی گل وا شده

                   گل و گل و گل گلگلکه چه خوشگل و با نمکه

                  تولدش مبارکه مبارکه مبارکه......

                  خنده نشسته رو لباش شادی می باره از چشاش

                  قد کشیده و بزرگ شده قربون اون قد و بالاش

                  کیک تولد بیارین بیار بیار کیکو بیار

                  شمعا رو هم روش بزارین بزار بزار شمعو بزار

                  گل و گل و گل گلگلکه چه خوشگل و با نمکه

                  تولدش مبارکه مبارکه مبارکه......

                  ۱ و ۲ و ۳ ده یاللا شمع هارو فوت کن حال

                  تولدت مبارک چشم نخوری ایشاالله

                    ببر ببر کیکو ببر به ما بدت تو هم بخور

                  ناز و ناز و نازنینه ماه روی زمینه

                  کیک تولدش هم مثل خودش شیرینه....

                  گل و گل و گل گلگلکه چه خوشگل و با نمکه

                  تولدش مبارکه مبارکه مبارکه............

!!!!!!!!!!!!!! این که شعر عمو بود ! اشکال نداره خوب بود!!!

www.behtarinhatv.blogfa.com

لبخند زدی و آسمان آبی شد شب های قشنگ تار و مهتابی شد

پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد.

تولدت مبارک

با اجازه شما جشن ما هم تموم شد

فردا ۴ شهریور ساعت ۳ تا ۴:۳۰ منتظر همتون هستم.

حالا همه پاشید برید خونتون البته پس از تحویل کادوها.....

www.behtarinhatv.blogfa.com

www.behtarinhatv.blogfa.com

ممنون از حضورتون

                                بای

www.behtarinhatv.blogfa.com

www.behtarinhatv.blogfa.com

            

www.behtarinhatv.blogfa.com

نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:46 بعد از ظهر توسط فاطمه عیوض زاده| |
گفتم:چقدر احساس تنهایی می کنم...

گفتی:من که نزدیکم

گفتم:تو  همیش
ه نزدیکی!من دورم......کاش می شد بهت نزدیک شم....

گفتی:هر صبح و عصر پروردگارت را پیش خودت با تزرع و خوف و با صدای آهسته یاد کن

گفتم :این هم توفیق می خواهد!

گفتی:دوست ندارید خدا ببخشدتون؟!

گفتم:معلومه که دوست دارم منو ببخشی....

گفتی:پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه کنید

گفتم:با این همه گناه آخه چیکار می تونم بکنم؟

گفتی:مگه نمی دونید خداست که توبه را از بنده هایش قبول می کنه؟!

گفتم:دیگه روی توبه ندارم...

گفتی:ولی خدا عزیزه و دانا و آمرزنده ی گناه است و پذیرنده ی توبه

گفتم:با این همه گناه برای کدام گناهم توبه کنم؟

گفتی:خدا هم هی گناها رو می بخشه

گفتم:یعنی بازم بیام؟بازم منو می بخشی؟

گفتی:به جز خدا کیه که گناهارو ببخشه؟

گفتم:نمی دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می زنه ذوبم میکنه عاشقم می شم...توبه میکنم

گفتی:خدا همه ی توبه کننده ها و همه ی اونایی که پاک هستند را دوست داره

ناخواسته گفتم:الهی و ربی من لی غیرک

گفتی:خدا برای بنده اش کافی نیست؟

گفتم:در برابر این همه مهربونیت چیکار می تونم بکنم؟

گفتی: ای مومنین !خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید او کسی هست که خودش و فرشته هاش بر شما درود و رحمت می فرستن تا شما را از تاریکی ها به سوی روشنی بیرون بیارن.خدا نسبت به مومنین مهربونه

سلام...سلام به شما !سلام به طرفدارای خوشگل عمو جون !سلام به خود عموی نازم که خیلی دوستش دارم و سلام به همه ی اونایی که این روز قشنگ اومدن اینترنت و به من هم سر زدن و آبجیشونو خوشحال کردن

همه شادید دیگه؟لباتون خندون ؟دلا خوشحال؟دماغتون چاقه؟؟؟!!!!

مگه می شه تو این روز قشنگ کسی خوشحال نباشه؟می شه؟نه بابا نمی شه!!!

اول از نوشته ی بالا شروع می کنم شاید بپرسید این نوشته چه ربطی به امروز و این مناسبت داره !

فکر کنید... فکر کنید ببینید چه ربطی داره

خسته شدید اینقدر فکر کردید باشه خودم میگم:هیچ ربطی نداره!!!

ولی امروز که تولد عمو جونه من یه تصمیم گرفتم!چه تصمیمی؟ یه تصمیم خوب

بگم....بگم......میگم

با اینکه خجالت می کشم از اینکه بگم تا حالا نماز نخوندم ولی تصمیم گرفتم از اول مرداد که عمو متولد شده منم با توبه کردن از دوباره متولد می شم و نماز بخونم و روزه بگیرم!خلاصه بشم یه خواهر بسیجی

پس :

             تولد من و عمو پورنگ مبارک

برام دعا کنید که بتونم همیشه واجبات دینم را انجام بدم این اولین توحل در سال ۸۸ در منه

آفرین به خودم!!! ما اینیم دیگه!!!!!! ۱۸۰ درجه نه ۳۶۰ درجه تغییر کردم

بسه دیگه خسته شدید؟چقدر از خودم گفتم ناسلامتی امروز تولد عمو

۱   ۲      ۳   شروع :

عموی نازم گل قشنگ و خوشبوی دنیا و محبوب بچه ها تولدت مبارک

چی گفتم!!!!    حالا یکی دیگه:

هر سال تو ماه مرداد نوروز زندگه تو می رسه

امسال تو بهار زندگی یه شاخه گل دیگه به سبد گل های زندگیت اضافه شد.

خدا کنه زندگیت با صدو بیست تا شاخه گل پر بشه

خیلی شوست دارم                                   تولدت مبارک

تولد تولد تولدت مبارک الهی صد ساله شی نه صد و بیست ساله شی نه صد و بیست سال کمه همیشه زنده باشی

۳۶ سال پیش تو یه شهر از شهر های ایران یه کوچولوی ناز پا به دنیا گذاشت و پدر و مادرشو شاد کرد

هیچ کس فکرشو نمی کرد که یه وقتی بشه همین نی نی کوچولو عموی این همه بچه ی ایرونی بشه که همه از ته دل دوستش دارن ولی شد

حالا عمو پورنگ بعد از این ۳۶ سال تازه ۱۸ سالش شده !!! به قول عمو من همیشه ۱۸ ساله بودم و ۱۸ ساله می مونم!!

پس تولد ۱۸ سالگیت مبارک عمو ی نازم  ایشا الله عروسیت۰۰۰۰۰۰

می خوام داد بزنم تو همچین روزی مگه می شه آروم بمونم امروز یه اتفاق مهم تو تاریخه!!!

تنها تو خونه موندم این جا دیوونه خونه راه انداختم جاتون خالی!!!ببخشید!!!!ببخشید!!۱

به علت کمبود امکانات از کیک و شمع خبری نیست !توهم فانتزی زدم!!!تو توهم:

حالا شمع هارا فوت کن تا صد سال زنده باشی....

حالا کیکو ببر به ما بده تو هم بخور !

به به چه کیک خوش مزه ای : ناز و نازو نازنینه ماه روی زمینه کیک تولدش هم مثل خودش شیرینه

نوش جونتون!!!!!     حالا یه ذره حرکات موزون( اینجا رو دیگه سانسور می کنیم)

امروز بعد از تولد عمو اگه دوست داشتید دو رکعت نماز واسه سلامتی عمو جون بخونید که الهی صد و بیست ساله بشه

خواستم آهنگ این جشن هم آهنگ تولد خود عمو باشه ولی حیف که یادم رفته و حفظ نیستم پس یه اهنگ دیگه :

بالام نای گلم نای سکینه دای قیزی نای نای     هو هو هو

حالا بیا!!! (به قول پسر عموم)

کم کم تولد داره تموم می شه !چون باید به افتخار عمو جونم که الهی فدای قد و بالاش بشم با دوستم بریم بیرون(عجب بهانه ی خوبی)!

حالا خواستید به عمویی کادوی تولد بدید به من بدید ها من و عمو نداریم که!! به قول پسر عموم مهم نیته عمل مسئله نیست

خیال کردید می خوام برم نه!!! حالا هستم با حرفای دیگه

۴ روز دیگه عروسی پسر عممه دعا کنید دیگه مرده ندیم بیچاره عروسیشو بکنه!!

آخه ماه پیش ۶ نفر از فامیلامون فون کردن!

فکر کنم پنجمیشم من باشم چون از شدت ذوق دارم سکته می کنم  خوب یکی بگه خدا نکنه!!!

دوشنبه بد جور ضد حال خوردم داشتیم از تهران برمیگشتیم گفتیم ناهار برسیم تهران بریم خونه ی عمه ام دیدیم وسایل ها را حاضر کردن که بریم بیرون وای خدا!!!

منم رفتم غافل از اینکه قراره عمو پورنگ شروع شه آخه نمی دونستم عمو برنامه داره چون نه وقت تلویزیون دیدن داشتم نه اینترنت می رفتم

خلاصه ایجوری شد که برنامه ی عمو را ندیدم!

خدا پدر کسی که sms ها را قطع میکنه بگم چیکار کنه

زیاد حرف زدم یکی نیست بگه چه خبره؟سرم رفت!!! برو پی کارت!!!

خوب من میرم دیگه قربون همتون  همتون را دوست دارم  شما هم دوستم داشته باشید و منو فراموش نکنید ها!!!! بیاید نظر بدید ! نظر های اونیکی وبلاگارو می بینم حسودیم می شه!!!

دلم نمیاد برم ولی تولد عمو جون را یه بار دیگه تبریک میگم و میرم :

در اولین روز مرداد به دنیا اومدی و دنیای ما بچه ها گرم تر از هر زمان دیگه شد

تو بهترین زیباترین و دوستاشتنی ترین هدیه ی خدا برای ما هستی

شیرین تر از جانم عمو ی مهربانم تولد ۳۷ سالگیت هزاران هزار بار مبارک

خدا نگهدار تا پست بعدی که بیام با یه نوشته متفاوت یه تصمیمی گرفتم واسه آپ بعدی کی دوست داره ببینه که چه خبره اولای شهریور ماه بیاد و منو شاد کنه قول میدم خودتون هم استفاده کنید.

با آرزوی بهترین هابرای بهترین موجود روی زمین عمو پورنگ گلم

التماس دعا

                                       تا بعد    بای بای

 

 www.behtarinhatv.blogfa.comwww.behtarinhatv.blogfa.com

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 11:36 قبل از ظهر توسط فاطمه عیوض زاده| |
سلام....سلام...سلام به همه ی شما

چه خبر؟ خوب و سلامت هستید دختر عمو و پسر عمو های گلم؟ خدا را شکر!!!

شروع میکنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سیاسی(انتخابات)

دارم به شدت ذوق میکنم برای همین اول از همه انتخاب قشنگ مردم یعنی انتخاب رئیس جمهور لایق و شایسته(احمدی نژاد جون) را به همه تبریک میگم.

هورا۰۰۰ هورا۰۰۰۰

من که عاشق آقای احمدی نژاد هستم !!!! تو خونه ی ما چه معرکه ای بود بابام طرفدار شدید موسوی - من و مامانم هم طرفدار احمدی نژاد جیگر!!!

این ده روز که تو تهران بودیم من هم با طرفدار های احمدی نژاد رفتم ولی عصر چه حالی داد! جاتون خالی!!!شاید شما هم اومده بودید!!!

به هر حال به همتون تبریک میگه و به طرفدارای موسوی تسلیت عرض میکنمو از همشون خواهش میکنم که زیاد حرص نخورن چون کسی که باید انتخاب می شد انتخاب شد و حق به حق دار رسید با سر و صدا هم نمی شه رای مردم را عوض کرد. به هر حال!!! بگذریم۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

عمو پورنگ کجاست؟؟؟؟

وای که چقدر دلم برای عمو تنگ شده۰۰۰ دلم یه ذره شده!پس عمو کجاست؟

مگه قرار نبود نیمه دوم خرداد برگرده حالا برنگشته هیچی اینم وضع سایته! حالا اینم از عمو باربد!عمو باربد تو دیگه کجا رفتی؟؟؟

من که مردم هر بار تلویزیزن را باز کردم دیدم نیست

اینترنت

اینترنتم که فکر کنم از اردیبهشت خراب بود و تازه بابام درستش کرد به همین خاطر نتونستم خبر های روز عمو را از اینترنت بگیرم و ببینم کی شروع میشه

به هر حال امیدوارم عمو هر چه زود تر برگرده و من و همه ی طرفداراشو از دلتنگی دربیاره!

ولی دستتون درد نکنه هااااا!

من کامپیوترم خراب بود نتونستم بیام شما دیگه چرا؟؟؟؟

چرا به من سر نزدید(می ترسین چشاتون ضعیف شه!!) چرا نظر ندادید(می ترسین انگشتاتون ورم کنه)

باشه دیگه از دستتون خیلی دلخورم۰۰۰ آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا وقت کردید یادی از من هم بکنید اینقدر بی وفا نباشید

خوب من گناه دارم دلم میگیره

کارنامه و مدرسه

از این یه مورد که دوست ندارم زیاد حرف بزنم نمی دونم که چه عجله ای بود که ۲۴ خرداد کارنامه ها حاضر بود. من تازه کارنامم را گرفتم ۶۷/۱۹ شدم بیش تر از اینها انتظار داشتم. بچه خرخون نیستم ها از خرخون ها هم بدم میادولی امتحان ها فوق العاده آسون بود مشکل از خود من بود که بیش تر کتابامو یه دور هم نکرده رفتم امتحان دادم.

بی خیال هر چی بود گذشت و دوباره تابستون رسید بعد از ۹ ماه درس و مدرسه راحت شدیم

تابستون چه کلاسی میرید؟؟؟ من که کلاس زبان و ویولن میرم. کلاس زبان را به زور مامانم میرم چون دوست ندارم سه ماه تابستون را دوباره درس بخونم

خدایا من از دست این مامانم چی کار کنم؟؟؟؟؟

دیگه زیاد حرف زدم عوض این دو ماه را در آوردم!!! راستی قبل خداحافظی تولد مصطفی زمانی(یوزارسیف) را تبریک میگم

تولدت مبارک

قربونتون برم ـ همتون را دوست دارم و منتظر نظر های قشنگتون هستم

آبجی های گل خودم۰۰۰۰۰

دعا:

دعا کنید زود sms ها درست بشه که من مردم از بی sms

سابقه نداشته من این همه مدت sms نزنم

یه جک بی مزه(خودتون قلقلک بدید)

یه نفر دستش میشکنه میره دکتر دستش را گج میگیره. از دکتر می پرسه:آقای دکتر من بعد از باز کردن دستم می تونم ویولن بزنم؟ دکتر میگه:البته! طرف میگه:چه خوب چون قبلا نمی تونستم

یه جمله ی قشنگ

بزرگترین افسوس آدمی این است که حس میکند می خواهد اما نمی تواند و به یاد می آورد زمانی که می توانست اما نخواست!

تا سلامی دوباره"بای بای"

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط فاطمه عیوض زاده| |
سلام

تولدی دوباره دوباره شروع میکنم زندگی را خوشحالم برای از نو شدن بزرگ شدن و جشن دوباره۰۰۰  اما نه من غمگینم!!!

از اینکه دنیا می گذرد و سال ها پشت سر هم می آیند و می روند و یک سال از عمر می گذرد و من در خوابم۰۰۰ خوابی عمیق۰۰۰

چه پوچ گذشت!یک سال دیگر به همین سادگی گذشت. یک سال از عمرم ۰۰۰۰۰۰کم نیست می توانست عمری گرانبها باشد و بهترین لحظه های زندگیم را در بر گیرد  افسوس۰۰۰۰۰۰ افسوس۰۰۰۰۰ افسوس۰۰۰۰۰

زندگی کوتاه است۰۰۰۰۰۰

هر سال تصمیم میگیرم خوب باشم تا وقتی تولدی دوباره فرا می رسد به خودم افتخار کرده باشم ولی سخته۰۰۰ سخته۰۰۰۰۰ سخته۰۰۰۰

خدای من نکنه یه شب از همین شب ها چشامو روهم بزارم و دیگه بیدار نشم

خدایا کمکم کن کمکم کن تا خوب باشم و با مرور گذشته یخودم شرمنده ی خودم و خودت نشم

خدایا من عمر طولانی نمی خوام۰۰۰۰۰

به من عمر با سعادتی بده که تموم لحظه هامو با تو باشم

زندگی فاصله نفس هاست هر نفس یک زندگیست و هر زندگی یعنی دنیا -شیدایی و عشق

غصه ها رو بی خیال من عوض می شم دوست دارم یه آدم دیگه باشم.

باشادی از ته دل فریاد می زنم:

 

                 تولدم مبارک

هورا ۰۰۰۰۰ هورا۰۰۰۰۰۰ هورا۰۰۰۰۰

    (  تولدم مبارک  )

شما نمی خواید تولدمو بهم تبریک بگید

دارم ۱۵ ساله می شه ها!!!!

  تولد ۰۰۰ تولد ۰۰۰ تولدم مبارک مبارک مبارک مبارکه مبارک

 الهی صد ساله شم۰۰ نه صد و بیست ساله شم نه صد و بیست سال کمه همیشه زنده باشم

حال می کنید چقدر خودمو تحویل می گیرم حالا آدرسمو می نویسم و منتظر دریافت هدیه های قشنگتون هستم۰۰۰۰

بازم ۳۱ فروردین شروع شد.....

ایول باباکاش امسال هم مثل پارسال تولد پر کادویی داشته باشم  آخه من عاشق کادو هستم مطمینم شما هم بدتون نمیاد

پارسال دوستام حسابی غافلگیرم کردن امسال ببینم چی کار میکنن۰۰۰۰۰

پروییم دیگه ۰۰۰چیکار کنیم؟؟؟!!!!

منتظر هدیه های شما هستم۰۰نه۰۰۰ببخشید منظورم نظر های قشنگتون بود که بهترین هدیه برای منه۰۰۰۰

ایشاالله که به همتون خوش بگذره

ببخشید دیگه کیک نداشتم ازتون پذیرایی کنم.

این آپم می خواستم مصاحبه ی عمو با مجله ی جوان خانواده باشه

حتما که مجله رو دارید ولی اگه نداشتید حتما بگید تو آپ بعدی بزارم۰۰

مصاحبه ی قشنگیه

من دیگه باید برم۰۰۰۰ خوش باشید۰۰۰

نظر یادتون نره

منتظرتون می مونم۰۰۰۰

شاد باشید براتون بهترین آرزو ها را میکنم

 

خداحافظ همین حالا

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 5:22 بعد از ظهر توسط فاطمه عیوض زاده| |